تبليغاتX
سروده ها در تنهایی
سروده ها در تنهایی
هادی در تنهایی برای دلش نامه مینویسد
عاشقای دروغکی... 84.2.25ساعت 50/20

تو شهر ما عاشقي معنــا نداره
هرکي دلي رو با دروغي ميبره
دروغکي عاشق ميشن اين آدما
به حال شهر ما گريه ميکنن پروانه ها

يکي تــو اين شهــر بزرگ
انگاري راس راسکي عاشقه
اون عاشقه اما اونم
مثل همه عاشقا تنها نشسته

جرم عاشقي تو شهر ما،تنها موندنه
پشت ميله هاي عشق،غصه خوردنه
توي شهر ما کسي که تنهاست
جاش توي ستاره هاست

عاشقاي دروغکي هميشه خندونن ولي
اين آدما چيزي از مهر و وفا نميدونن
مفهــوم قشنـگ عشـق رو
ايـن آدمــا نميـدونن

توي شهرما کسي بهترينه
که هميشه تنهاترينه
قصه گوي تنهايي همونه که
تنهاترين مرد زمينه


2 نوشته شده توسط هـادی