همۀ نامه هات رو بازم دارم می خونم
تمام حرفای دلت رو از نامه هات می خونم
نامۀ اول تو، بوی عشق و امید میده
هروقت میخونمش به دلم صفا میده
نامۀ دوم تو ، بوی اوج دوستی داره
با خوندنش بازم دلم تاب میاره
اما نامۀ سوم تو، بوی خداحافظی
اینجاست که اشکای من میشه جاری
نمیدونم چرا تقدیر من این بود
مگر گناه من به جز عشق چی بود
نمیدونم چیکار کردم باتو
که تو چنین کردی با من
منتظر روز دیدار میشینم تا قیامت
اما دلم شاید نیاره طاقت
اون وقته که من نیستم یارت
پس بدون هست زیر خاک یارت