یکی وقتی بهار رو میبینه،یاد عشقش میفته
یکی وقتی بارون میاد، یاد یارش میفته
یکی وقتی خندش میاد، یاد همدمش میفته
یکی وقتی گریش میگیره، یاد عشقش میفته
ولی من کسی رو ندارم، که با دیدن بهار یادش بیفتم
من خسته عشقی ندارم، که وقت گریه یادش بیفتم
من یاری ندارم، که به یادش زیر بارون قدم بزنم
من همدمی ندارم، که وقتی گریم گرفت، به یادش لبخند بزنم
خدا کنه منم یه روز از این تنهایی بیرون بیام
مثل همه شماها خنده بشینه رو لبام
یه فرشته بیاد و عشقو بهم نشون بده
همیشه با خوبیاش قلب منو تکون بده
آخـــه خــــــــــدایا، منــم دل دارم
منم مثل همه آدما عشق رو دوست دارم
دیگه کاسه صبرم لبریز شــده
نگـــو عشــق و عــاشـقـی بـرات دیـر شــده