با تو چه خاطراتی داشتم، خبر از غم و غصه نداشتم
همیشه با تو بودم ،خنده رو لبات میذاشتم
چه روزای خوبی بود، اما حیف که زود گذشت
به جون خودت قسم، آرزومه که بازم ببینمت
اگه اینطور بشه میدونم دوباره دیوونت میشم
میدونم اگه باز ببینمت تو هم مثل من شاد میشی
پس بیا باهم دیگه، دستامون رو روبه آسمون بگیریم
بیا بازم مثل همیشه از خدا کمک بگیریم
شاید خدای مهربون بازم مارو به هم رسوند
من همیشه به یادتم، یاد اون گریه هاتم
یاد خنده هات و یاد غصه هاتم
تا حالا یه لحظه هم فراموشت نکردم
آخه یه روزهم به نبودنت عادت نکردم
به خدا خاطرت رو خیلی میخوام
بیا بازم خنده بذار روی لبام